سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
347
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
است كه قابل اعتماد و استناد نمىباشد . پس از آن مىفرماين : اگر زوج ظهار را با لفظى كه شامل ظهر نيز مىشود واقع سازد همچون دو لفظ [ بدن ] و [ جسم ] مثلا بگويد : انت علّ كبدن امّى يا كجسم امّى در وقوع ظهار دو احتمال است . ولى بايد گفت كسانى كه ظهار را با الفاظ ساير اجزاء واقع ميدانند با ايندو لفظ و امثال آنها بايد بطريق اولى قائل بجواز وقوع باشند . قوله : او يدها : ضمير به [ امّ ] راجع است و همچنين است ساير ضمائر مؤنث كه در امثله بعد ذكر شدهاند . قوله : و لانّه مشتق منه : مىتوان ضمير در [ لانّه ] را به [ ظهار ] و در [ منه ] را به ظهر ارجاع داده و ممكن هم هست بگوئيم ضمير در [ لانّه ] به ظهر راجع بوده و كلمه [ مشتق منه ] معناى اسمى داشته و مقصود از آن ظهر مىباشد و حاصل اين معنا چنين است كه [ ظهر ] مشتق منه براى [ ظهار ] مىباشد . قوله : فلا يصدق بدونه : ضمير فاعلى در [ يصدق ] به [ ظهار ] و ضمير مجرورى در [ بدونه ] به ( ظهر ) عود مىكند . قوله : و قيل يقع بجميع ذلك : ضمير فاعلى در [ يقع ] به ( ظهار ) راجع بوده و مشار اليه ( ذلك ) الفاظ ساير بدن مىباشد و قائل اينقول مرحوم شيخ طوسى مىباشد . قوله : استنادا الى رواية ضعيفة : روايت مشار اليها را مرحوم صاحب وسائل در ج 15 ص 517 به اين شرح نقل فرموده است . محمد بن الحسن ، باسنادش ، از محمد بن على بن محبوب ، از سهل بن زياد ، از غياث ، از محمد بن سليمان ، از پدرش ، از سدير ، از مولانا